تبليغاتX
Free Image Hosting دفاع از قرآن و عترت - ميلاد بزرگ بانوي جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مبارك

بيستم جمادي الثاني برابر با چهارم تيرماه هشتاد و هفت

ولادت با سعادت يگانه دختر بزرگوار رسول مكرم اسلام، شافعه روز جزا و كوثر ولايت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و روز مادر و روز زن بر همه‌ي شيعيان و دوستداران حضرتش علي الخصوص مادر مهربان و همسر گراميم خجسته و مباركباد.

****************************

كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا

دوران باردارى حضرت خديجه سلام اللَّه عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام اللَّه عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند. اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى. خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت: اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام اللَّه عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام اللَّه عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد. نورى كه به خانه هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.

آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.

 

تولد حضرت زهرا و بشارت جبرئيل به رسول خدا

هنگامى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به دنيا آمد. فرشته وحى بر وجود مبارك رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نازل گشت و از جانب پروردگار مهربان بر وى پيام آورد كه اللَّه يقرؤك السلام و يقرى مولودك السلام.

خداوند تبارك و تعالى بر تو و فرزند نورسيده ات درود مى فرستد.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم با شنيدن خبر تولد فاطمه عليهاالسلام در مقابل پروردگار سر به سجده ى شكر گذارد؛ و خداى عزوجل را بر عطاى اين نعمت مبارك و ميمون سپاس گفت. پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بسيار شادمان و خرسند بود. زيرا كه پيش از اين خداوند در سوره ى كوثر بشارت آمدن او را به وى داده بود. و نيز از فرشته ى وحى شنيده بود كه: أنها نسلة الطاهرة الميمونة و ان اللَّه تبارك و تعالى سيجعل نسلك منها و سيجعل من نسلها ائمة و يجعلهم خلفاءه فى ارضه بعد انقضاء وحيه.

إنّ ركعة المغرب أضيفت لأجل ميلاد فاطمة عليهاالسلام 317/ 1- العطّار، عن أبيه، عن أبي محمّد العلوي الدينوري بإسناده- رفع الحديث- إلى الصادق عليه السلام قال: قلت له: لم صارت المغرب ثلاث ركعات و أربعاً بعدها ليس فيها تقصير في حضر و لا سفر؟ فقال: إنّ اللَّه عزّ و جلّ أنزل على نبيّه صلى الله عليه و آله و سلم لكلّ صلاة ركعتين في الحضر، فأضاف إليها رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم لكلّ صلاة ركعتين في الحضر، و قصّر فيها في السفر إلّا المغرب. فلمّا صلّى المغرب بلغه مولد فاطمة عليهاالسلام، فأضاف إليها ركعة شكراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أن ولد الحسن عليه السلام أضاف إليها ركعتين شكراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أنّ ولد الحسين عليه السلام أضاف إليها ركعتين شكراً للَّه عزّ و جلّ، فقال: (لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُنْثَيَيْنِ) [النساء: 11.] فتركها على حالها في الحضر والسفر. [البحار: 37/ 38 ح 8، و 79/ 262 ح 11، عن العلل.] أقول: رواه في عوالم العلوم عن علل الشرائع . [العوالم: 11/ 46.]

 

شكرانه ى تولد حضرت زهرا

از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه: لم صارت المغرب ثلاث ركعات و اربعا بعدها ليس فيها تقصير فى حضر و لا سفر؟ چرا نماز مغرب سه ركعت است و نافله اش چهار ركعت كه در سفر و حضر تقصير در آن نيست؟ [نماز مسافر را كه از چهار ركعت به دو ركعت شكسته مى شود نماز قصر گفته و اين عمل را تقصير گويند.] آن حضرت فرمود: ان اللَّه عز و جل انزل على نبيه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لكل صلاة ركعتين فى الحضر فاضاف اليها رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لكل صلاه ركعتين فى الحضر و قصر فيها فى السفر الا المغرب و الغداه فلما صلى المغرب بلغه مولد فاطمه عليهم السلام فاضاف اليها ركعه شكراللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسن عليه السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسين عليه السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فقال للذكر مثل حظ الانثيين فتركها على حالها فى الحضر والسفر.

[من لا يحضر الفقيه، ج 1، ص 454. تهذيب، ج 2، ص 113. وسائل الشيعه، ج 4، ص 88. علل الشرايع، ص 324.] خداوند تبارك و تعالى همه ى نمازها را بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به صورت دو ركعتى نازل كرد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم (به امر پروردگار) به همه ى نمازها به جز نماز مغرب و نماز صبح دو ركعت اضافه نمودند؛ كه در حضر به صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شوند.

هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مشغول برپائى نماز مغرب بود. فاطمه عليهاالسلام به دنيا آمد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به شكرانه ى اين نعمت (و به امر پروردگار) يك ركعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون حسن عليه السلام به دنيا آمد، دو ركعت ديگر (به عنوان نافله) به آن سه ركعت اضافه نمودند و زمانى كه حسين عليه السلام به دنيا آمد، به نافله ى مغرب دو ركعت ديگر اضافه فرموده و آن را شكرانه تولد آن حضرت قرار دادند.

اسامي و القاب و کنيه هاي حضرت زهرا

نام گذارى حضرت زهرا :

منقبت چهارم:

تسميتها من عند ربّ العزة، شأن أبيها و بعلها و بنيها .

[مراجعه بفرماييد به: بخش حضرت فاطمه عليهاالسلام از ديدگاه روايات (ذيل موضوع اول و سوم).] نام گذارى زهرا عليهالسلام است از طرف خداوند متعال مى باشد، همانند اسم گذارى محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، و على و حسن و حسين عليهم السلام؛ و همين مطلب دلالت دارد بر اينكه اين پنج نفر- در برابر پروردگار - از خود هيچگونه اختيارى ندارند، و تمام امورشان حتى انتخاب نامشان، مربوط به خداى متعال بوده، و به كسى در مورد آنان اجازه ى دخالت داده نشده است.

حضرت محمد بن عبداللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم هرگز مجاز نيست كه از جانب خود فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را نام گذارى كند. همچنين در اسم گذارى على بن ابى طالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم و ابوطالب را اختيارى نيست.

 

اسامى حضرت زهرا

قال الصادق عليه السلام:

لفاطمة تسعة أسماء عند اللَّه عزّ و جل: فاطمة والصديقة والمباركة والطاهرة والزكية والراضية والمرضية والمحدثة والزهراء ثم قال:... ؛

حضرت فاطمه ى زهراء عليهاالسلام در پيشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهراء. [بحارالانوار، ج 43، ص 10، ر 1 از امالى صدوق و علل الشرايع.] حضرت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام يك نام رسمى داشت كه همان فاطمه مى باشد. اين نام را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزيد؛ لكن به تصريح امام صادق عليه السلام، فاطمه ى زهرا عليهاالسلام نه اسم مخصوص، در پيشگاه خداوند متعال دارد، لذا يكى از كنيه هاى آن حضرت اُمّ الأسماء است؛ يعنى بانويى كه اسامى فراوان دارد. و اين مطلب، دلالت بر عظمت روحى صديقه كبرى عليهاالسلام مى كند، زيرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زن نمونه بودند. زن نمونه؛ يعنى انسانى كامل كه براى بشريت الگو و سرمشق مى باشد، لذا همه ى صفات عالى انسانى در صديقه ى طاهره عليهاالسلام جمع بود و ايشان در برابر هر صفت نيك، داراى لقبى خاص هستند. اين نه نام كه از شهرت والايى برخوردار است در فصل اول مورد بررسى و تبيين قرار مى گيرد.

 

فاطمه :

فَطَمَ- فِطاماً فَطْماً الولدَ: فصله عن الرضاع .

در لغت وقتى طفل از شير گرفته مى شود، مى گويند: فَطَمَ الولدَ.

فاطمه وصفى است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنى بريدن، قطع كردن و جدا شدن آمدن است. اين صيغه كه بر وزن فاعل معنى مفعولى مى دهد، به معنى بريده و جدا شده است. فاطمه از چه چيز جدا شده است؟ [سيد جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، ص 34.] در روايات بسيارى به وجه تسميه ى آن حضرت به فاطمه اشاره شده است.

فاطمه از جهل و پليدى جدا شده است:

عن الباقر عليه السلام قال:... ثم قال:

إنّي فطمتك بالعلم، و فطمتك عن الطّمت. ثم قال أبوجعفر عليه السلام: واللَّه لقد فطمها اللَّه تبارك و تعالى بالعلم و عن الطّمث بالميثاق. امام باقر عليه السلام فرمودند: خداوند فاطمه ى زهراء را از جهل و پليدى جدا نموده است، لذا فاطمه نام گرفته است. ايشان سپس ادامه دادند: به خدا قسم، خداوند در عالم پيمان و عهد (يعنى عالم ذر) فاطمه عليهاالسلام را از جهل و پليدى جدا كرده است. [بحارالانوار، ج 43، ص 13، ر 9 از علل الشرايع.]

 

فاطمه از شرّ به دور است:

قال الصادق عليه السلام: أتدرون أىّ شى ء تفسير فاطمة ؟ قلت: أخبرني يا سيدي! قال: فطمت من الشّر. ثم قال: لولا أن أميرالمؤمنين عليه السلام تزوجها لما كان لها كفو إلى يوم القيامة على وجه الأرض آدم فمن دونه، امام صادق عليه السلام فرمودند: مى دانيد تفسير فاطمه چيست؟ و فاطمه چه معنايى دارد؟ عرضه داشتم: مرا آگاه بنما چه معنايى دارد. فرمودند: فاطمه از شر و بدى جدا گرديده است. سپس فرمودند: اگر اميرالمؤمنين عليه السلام با حضرت زهرا عليهاالسلام ازدواج نمى كرد، هيچ كس همتاى زهرا عليهاالسلام نبود، از زمان حضرت آدم تا روز قيامت كفو و همتايى براى زهرا عليهاالسلام يافت نمى شد.

[فاطمه الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 71 از مقتل الحسين خوارزمى، ص 65 و مناقب ترمذى.] فاطمه و دوستانش از آتش بازگرفته شده اند.

ولى شيرين ترين تفسير از علت نامگذارى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام رواياتى است كه مى گويد فاطمه ى زهراء عليهاالسلام فاطمه ناميده شد، زيرا شيعيان آن حضرت، از آتش جهنم بازگرفته شده اند.

عن الرضا عن آبائه عليهم السلام قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: يا فاطمة! أتدرين لم سميتِ فاطمة ؟ قال على عليه السلام: لِمَ سمّيتْ؟ قال: لانها فطمتْ هى و شيعتها من النار؛

امام رضا عليه السلام از اجدادش نقل مى فرمايد: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اى فاطمه! آيا مى دانى كه چرا فاطمه نام گرفتى؟ اميرالمؤمنين عليه السلام عرضه مى دارند: شما بفرماييد چرا فاطمه، فاطمه ناميده شده است. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: زيرا فاطمه عليهاالسلام و شيعيان فاطمه از آتش جهنم بازگرفته شده اند و به آتش نخواهند رفت.

[فاطمة الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 70.] پيمان خدا، بر آزادى دوستداران فاطمه ى زهرا عليهاالسلام.

عن محمّد بن مسلم قال: سمعت أباجعفر عليه السلام يقول:

لفاطمة عليهاالسلام وقفة على باب جهنم فإذا كان يوم القيامة، كتب بين عيني كل رجل مؤمن أو كافر. فيؤمر بمحبّ قد كثرت ذنوبه إلى النار. فتقرء بين عينيه محبّا. فتقول: إلهي و سيدي سميتني فاطمة و فطمت بي من تولاني و تولى ذريتي من النار و وعدك الحق و أنت لاتخلف الميعاد. فيقول اللَّه عز و جل: صدقت يا فاطمة انى سميتك فاطمة و فطمت بك من أحبك و تولاك و أحب ذريتك و تولاهم من النار و وعدى الحق و أنا لا اُخلف الميعاد و إنّما امرت بعبدي هذا إلى النار لتشفعي فيه فاشفعك ليتبين لملائكتي و أنبيائي و رسلي و أهل الموقف موقفك مني و مكانتك عندي فمن قرأت بين عينيه مؤمناً فجذبت بيده و أدخلته الجنة.

امام باقر عليه السلام فرمودند: در روز قيامت حضرت فاطمه عليهاالسلام بر در جهنم توقفى دارند. روى پيشانى هركس نوشته شده است كه مؤمن است يا كافر. در اين هنگام به يكى از دوستان خطاكار حضرت فاطمه عليهاالسلام، فرمان مى دهند به طرف جهنم برو. فاطمه ى زهراء عليهاالسلام روى پيشانى او را مى خواند: (بر روى پيشانى او نوشته شده است) دوستدار زهراء .

فاطمه ى زهراء عليهاالسلام به درگاه خداوند عرضه مى دارد: خدايا! پروردگارا! نام مرا فاطمه نهادى و فرمودى: به خاطر تو، دوستدارانت و دوستداران فرزندانت را از آتش جهنم رهايى مى بخشم. وعده ى تو هميشه حق بوده و هيچ گاه خلاف وعده ى خود عمل نكرده اى.

خداوند متعال مى فرمايد: فاطمه جان! چنين است كه مى گويى. من تو را فاطمه نام نهادم و هركس كه تو را دوست بدارد، يا فرزندان تو را دوست بدارد، او را از آتش جهنم رهايى مى بخشم، وعده ى من راست است و من خلاف وعده ى خود عمل نمى كنم. من اين بنده ام را به طرف جهنم فرستادم تا تو او را شفاعت كنى و فرشتگان و پيامبران من و هركس در محشر است مقام تو را پيش من ببينند. هركس را كه مؤمن (و عاشق) يافتى دستش را بگير و داخل بهشت نما. [بحارالانوار، ج 8، ص 50، ر 58 از علل الشرايع.] خلايق از معرفت فاطمه عاجزند.

 

 

مقام شفاعت

اعتقاد به شفاعت انبياء و اولياء از ضروريات مذهب شيعه است و هيچ ترديدي در آن نيست. و بالاترين جايگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله است كه در قرآن كريم از آن به (مقام محمود) تعبير شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم صلّي الله عليه و آله هم شفاعت گستردهاي دارند كه بسيار وسيع و جهان شمول است.
1- خاتون محشر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه سلام الله عليها.

2-  شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه عليهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله عليها از جهت گستردگي شفاعت، هيچ بانويي به شفيعه محشر حضرت معصومه سلام الله عليها نميرسد. كه امام جعفر صادق عليه السّلام در اين رابطه ميفرمايد: «تَدخل بِشفاعتها شيعتنا الجنته باجمعهم»[6]؛ با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت ميشوند

 

 

فضائل حضرت زهرا (س)

پيغمبر (ص)فرمود:بهترين زنان عالم چهار نفرند:مريم دختر عمران ،فاطمه دختر حمد،خديجه دخترخويلد،آسيه زن فرعون.پيغمبرفرمود:فاطمه (ع)ازبهترين زنان بهشت است.

رسول خدا(ص)فرمود:هنگامي كه قيامت برپا شود ،منادي حق ازعرش ندا مي كند :اي مردم چشمهايتان راببنديد تافاطمه از صراط عبوركند.

پيغمبر(ص)به فاطمه فرمود:خدابه واسطه غضب تو غصب مي كندوبه واسطه خشنودي تو خشنود مي گردد. عايشه مي گويدبعد از رسول اكرم كسي را راستگوتر از فاطمه نديده ام .امام محمد باقر(ع) فرمود:‌به خدا سوگند فاطمه (ع) را به وسيله علم ، از فساد وبدي ها باز داشت .

امام صادق (ع)‌فرمود:‌فاطمه (ع) نزد خدا نه اسم خوانده مي شود : فاطمه، صديقه، مباركه ، طاهره، زكيه ، رضيه ، مرضيه، محدثه ، زهرا ، علت اينكه فاطمه ناميده شده اينست كه از شرور بدي ها معصوم و محفوظ است . اگر علي (ع) نبود همسر لايقي براي فاطمه پيدا نمي شد .

از امام محمد باقر(ع) پرسيدند چرا فاطمه(ع) به نام زهرا ناميده شد؟ فرمود:‌زيرا خدا او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه ي نور آن حضرت آسمان و زمين روشن شد . به حدي كه ملائكه تحت تاثير آن نور قرار گرفتند و براي خدا به سجده افتادند گفتند خدايا اين نور چيست ؟ فرمود: شعله ي است كه از نور عظمت خود آفريدم و در آسما نها ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيمبران خارج خواهم ساخت و از اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مي كنم تا مردم را بسوي حق هدايت كنند . آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود .
پيغمبر(ص) به فاطمه فرمود: دخترم ؟ خدا به دنيا توجه نمود و مرا به تمام مردم برگزيد . در مرتبه دوم باز بدان توجه نمود وهمسر تو علي (ع) از بر سايرين برتري داد . براي سومين مرتبه نيز توجه نمود و ترا بر زنان عالم برتري داد . و در مرتبه چهارم توجه كرد وحسن وحسين (ع) بر جوانان اهل بهشت امتيازداد . پيغمبر(ص) فرمود: بهشت مشتاق ديدار چهار زن است :‌اول مريم دختر عمران ،دوم آسيه زن فرعون، سوم خديجه دختر خويلد ، چهارم فاطمه دختر محمد .

پيغمبر(ص) فرمود:‌فاطمه پاره تن من است . اذيت او اذيت من خشنودي او خشنودي من است .

پيغمبر اكرم در حالي كه دست فاطمه (ع) در دست داشت فرمود:‌هر كس اين را مي شناسد و هر كس را كه نمي شناسد اين فاطمه دختر محمد ، پاره تن من و قلب و روح من است . هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و هركس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است.

ام سلمه مي گويد: فاطمه شبيه ترين مردم بود ، به رسول خدا .

پيغمبر (ص) فرمود:‌فاطمه حوريه اي است به صورت انسان .

پيغمبر فرمود:‌فاطمه اول كسي است كه داخل بهشت مي شود.

امام صادق (ع) فرمود:‌فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه مردم قدرت ندارند . حقيقت او را درك كنند . پيغمبر مي فرمود:‌خدا من و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) را از يك نور آفريد.

ابن عباس مي گويد: از رسول خدا پرسيدم : آن كلماتي كه حضرت آدم از خدا ياد گرفت و بوسيله آنها توبه اش قبول شد چه بود؟ فرمود:‌خدا را قسم داد به حق محمد و علي وفاطمه و حسن وحسين (ع) بدان جهت توبه اش قبول شد .

پيغمبر (ص) فرمود:‌اگر علي نبود،‌براي فاطمه شوهرلايقي وجود نداشت.

پيغمبر (ص) مي فرمايد: وقتي معراج رفتم در بهشت گردش كردم و قصر فاطمه را ديدم كه هفتاد قصر بود و از لولو و مرجان ساخته شد ه بود.

پيغمبر به فاطمه فرمود: مي داني چرا فاطمه ناميده شدي؟

علي بن ابي طالب (ع) مي فرمايد: رسول خدا خيلي فاطمه را مي بوسيد ، عايشه اعتراض كرد. پيغمبر در جواب فرمود:‌هنگامي كه مرا به معراج بردند داخل بهشت شدم ،جبرئيل مرا نزد درخت طوبي برد و از ميوه هايش به من داد، آنها را خوردم و نطفه اي از آنها در من بوجود آمد. وقتي به زمين آمدم با خديجه همبستر شدم ، فاطمه آبستن شد. از اين رهگذر است كه هر وقت فاطمه را مي بوسم بوي درخت طوبي به مشامم مي رسد.

ابن عباس مي گويد:‌يك روز علي و فاطمه و حسن وحسين (ع) نزد پيغمبر بودند:‌فرمودند:‌خدايا تو مي داني كه اينان اهل بيت من وگرامي ترين مردم هستند .

وستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمني كن . ياري كنندگانشان را ياري كن . از تمام بدي ها پاكشان گردان. از تمام گناهان محفوظشان بدار. بواسطه روح القدوس تاييد شان فرما. سپس فرمود:‌يا علي تو امام امت و جانشين من هستي . مومنين را به سوي بهشت هدايت مي كني . گويا دخترم فاطمه رامي بينم كه در روز قيامت بر مركبي از نور سوار شده در جانب راستش هفتاد هزار ملك مي بيني و در جانب چپش هزار و پيش رويش هفتاد هزار و پشت سرش هفتاد هزار فرشته حركت مي كند زنان مومن امتم را بسوي بهشت مي بردن. پس هر زني كه نمازهاي پنجگانه را بخواند،‌ و ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را بجاي آورد ، و زكات اموالش را بپردازد، و از شوهرش اطاعت كند و علي (ع) را دوست بدارد ،بواسطه شفاعت فاطمه داخل بهشت خواهدشد . فاطمه (ع) بهترين زنان جهان است.

گفته شد يا رسول الله آيا فاطمه بزرگ زنان عصر خودش مي باشد؟ فرمود: آن مريم است كه بزرگترين زنان عصر خودش بود، دختر م فامظ ، بهترين زنان گذشته و آينده است. وقتي در محراب عبادت قرار مي گيرد هفتاد هزار فرشتگان مقرب الهي به او سلام مي دهند . ومي گويند:‌اي فاطمه ! خدا ترا برگزيد و پاكيزه نمود و برجميع زنان عالم برتري داد.

سپس متوجه علي(ع) شد وفرمود:‌يا علي فاطمه پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من مي باشد هركه او را ناراحت كند مرا ناراحت مي كند و هر كه او را خشنود نمايد مرا خشنود مي سازد . فاطمه (ع) نخستين كسي است كه به من ملحق خواهد شد،بعد از من به اوخوبي كن. حسن و حسين (ع) فرزندان و گلهاي من مي باشد و بهترين جوانان اهل بهشتند، بايد همانند گوش و چشمت آنان را گرامي بداري.

سپس دستش را به جانب آسمان برداشت و فرمود:‌خدايا تو شاهد باش كه من دوستان اينان را دوست مي دارم و دشمنان را دشمن دارم.



شركت در مباهله

حضرت فاطمه (ع) يكي از پنج نفري بود كه در جريان مباهله با نصاري حضور داشت . داستان از اين قرار است:

در سال دهم هجري گروهي از نصاراي نجران ، به قصد بحث و كنجكاوي خدمت رسول خدا رسيدند ،دو نفر از بزرگان آنها به نام «‌سيد » و «‌عاقب»‌و اسقف بزرگ آنها را به نام «‌ابو حارثه» در اين جمع حضور داشند. مسائل مختلف و از جمله كيفيت خلقت حضرت عيسي (ع) مورد بحث قرار گرفت. پيامبر اكرم آياتي از اوائل سوره آل عمران را برايشان تلاوت فرمود:‌بحث به جدل كشيد . در آن هنگام اين آيه نازل شد :

(فمن حاجك فيه من بعد ما حائلك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا وابنائكم و نساننا ونسانكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل الله علي الكاذبين)

يعني: هر كس كه بعد از ورود علم برتو، جدال مي كند و به آنها بگو: بيائيد تا ما فرزندان خودمان را و شما نفوس خودتان را (براي مباهله و نفرين ) دعوت كنيم و ازخدا تقاضا كنيم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد.

رسول اكرم نيز بر طبق دستورخداوند متعال نصاراي نجران را به مباهله دعوت نمود . آنها نيز پذيرفتند ليكن پيشنهادي كردند كه تا روز بعد تاخير بيفتد. جماعت نصاري موضوع مباهله را با خودشان به مشورت گذاشتند . ابو حارثه اسقف بزرگ آنها گفت: بايدمنتظر فردا باشيم تا محمد با چه كساني به مباهله مي آيد . اگر خانواده و فرزندانش آمد . معلوم مي شود به گفته خود يقين دارد كه عزيزترين افراد را در معرض خطر قرار مي دهد، در اينصورت صلاح نيست كه وارد مباهله شويم. واگر با چند نفر از اصحابش به مباهله آمد معلوم مي شود در گفتارش شك دارد ، در اين صورت با او مباهله خواهيم نمود.

روز بعد نصاراي نجران به ميعادگاه آمدند ، مسلمين نيز اجتماع كرده بودند. در اين هنگام پيامبر را ديدند كه به اتفاق يك جوان و يك زن و دو كودك به سوي ميعادگاه مي آيد . اسقف بزرگ از مسلمانها پرسيد اينها چه كساني هستند؟گفته شد آن جوان علي بن ابي طالب پسرعم و داماد محمد است . آن زن فاطمه دختر پيامبر وعزيزترين افرادمي باشد و آن دو كودك حسن وحسين فرزندان فاطمه و علي هستند.

رسو ل خدا به اتفاق اين چهار نفر وارد شد و براي مباهله دو زانو رو ي زمين نشست . ابو حارثه وقتي اين منظره را ديد به خدا سوگندمحمد با اطمينان وجرات كامل همانند پيامبران نشسته و آماده مباهله است . صورت هايي را مشاهده مي كند كه اگر از خدا بخواهد كوه از جدا كنده مي شود . مي ترسم اگر بر ما نفرين كنند همه مسيحيان روي زمين به هلاكت برسند. مصحلت نيست مباهله كنيم. از مباهله منصرف شدند و خدمت رسول رسيده نقاضاي مصالحه كردند كه مورد قبول قرار گرفت.

قضيه مباهله داستاني است معروف كه در شان آن آيه مذكور نازل شده است و سني و شيعه اتفاق دارند كه رسول خدا (ص) جز علي و فاطمه و حسن وحسين (ع) را براي مباهله پيشنهاد نكرد. و اين فضيلتي است بزرگ براي حضرت فاطمه و هم چنين براي شوهرش حضرت علي و براي دو فرزندش حسن و حسين (ع) . جالب اين جاست كه در آينده مذكور حسن و حسين به عنوان فرزندان رسول خدا و فاطمه به عنوان زن بيت پيامبر(ص) وعلي بن ابي طالب به عنوان نفس پيامبر معرفي شده اند.



علم ودانش فاطمه

عمار مي گويد:‌روزي علي بن ابي طالب (ع) وارد منزل شد، فاطمه (ع)فرمود:‌ياعلي!بيا نزديك تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم، امير المومنين (ع) كه از سخن فاطمه در شگفتي بود خدمت پيامبر شرفياب شد و سلام كرد و نزديك آن جناب نشست . پيغمبر اكرم (ص) يا علي ! آغاز به سخن مي كني يا من بگويم؟

حضرت علي عرض كرد:‌دوست دارم از سخنان شما استفاده كنم.

پيامبر فرمود: گويا فاطمه به شما اينچنين و آنچنان گفت و به همين جهت نزد من آمدي.

حضرت علي عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است؟

فرمود: مگر نمي دانستي ؟ امير المومنين از شنيدن اين سخن به سجده شكر افتاد وخداي را سپاس گفت . سپس به نزد فاطمه مراجعت كرد حضرت فاطمه گفت : يا علي ! گويا نزد پدرم رفتي و اين چنين و آن چنان به تو فرمود ؟

فرمود: آري اي دختر پيامبر!

فاطمه گفت : يا ابا الحسن ! خدا نور مرا آفريد و خداي را تسبيح مي گفت . آنگاه او را در يكي از درختان بهشتي به وديعه نها د. آنگاه كه پدرم داخل بهشت شد از جانب خدا ماموريت يافت كه از ميوه هاي آن درخت تناول كند ، پدرم از ميوه آن درخت تناول كند پدرم از ميوه آن درخت خورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت . و از صلب پدر به رحم مادر وارد شدم . يا علي ! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را بوسيله آن نور مي يابم . يا ابا الحسن ! مومن بوسيله نور خدا مي بيند . امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: زني خدمت حضرت فاطمه عليها السلام شرفياب شد و گفت : مادر ناتواني دارم كه در امر نماز به مساله مشكلي برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده كه سوال كنم و مساله را مطرح نمود . حضرت فاطمه جواب آن مساله را داد آن زن براي دومين بار مساله ديگري را پرسيد و حضرت فاطمه جوابش را داد . بعد از آن مساله سوم را پرسيد و همچنين تا ده مساله شد . حضرت زهرا همه را جواب داد . سپس آن زن از كثرت سوال خجالت كشيد و عرض كرد : اي دختر رسول خدا1 ديگر مزاحم نمي شوم خسته شديد فاطمه فرمود: خجالت نكش هر سوالي داري بفرما تا جواب بدهم من از سوالات تو خسته نمي شوم بلكه با كمال ميل جواب مي دهم اگر كسي اجير شود كه بار سنگيني را بر بام حمل كند و در وجه آن مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد . آيا از حمل بار خسته مي شود ؟ زن پاسخ داد : نه ، خسته نمي شود زيرا در برابر آن مزد زيادي دريافت مي كند . حضرت فاطمه فرمود: خدا در برابر جواب هر مساله آن قدر به من ثواب مي دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مروايد باشد . با اين وجود آيا از جواب دادن خسته مي شود ؟

از پدرم شنيدم كه مي فرمود: علماء شيعه من در قيامت محشور مي شوند و خدا به مقدار علوم آنها و مراتب جديت و كوششان در راه ارشاد و هدايت مردم به آنان خلعت و ثواب علما مي كند . حتي به يكي از آنها تعداد يك ميليون حله از نور عطا مي كند . سپس منادي حق تعالي ندا مي كند ! اي كسانيكه ايتام آل محمد را تكفل نموديد در آن هنگام كه از امامانشان منقطع بودند . اينان شاگردان شما و ايتامي هستند كه تحت تكفل علوم شما به دينداري خويش ادامه دادند و ارشاد و هدايت شدند . به مقداري كه در دنيا از علوم شما استفاده كردند به آنان خلعت بدهيد . در اين هنگام علما امت من به پيروانشان خلعت مي دهند . حتي به بعضي آنها صد هزار خلعت خواهند داد. سپس آن ايتام نيزبه شاگردان خوش خلعت ها مي دهند بعد از اينكه خلعت ها در بين مردم تقسيم شد از جانب خدا دستور مي رسد كه خلعت ها ي علما را كه تقسيم كرده اند تكميل كنيد تا بمقدار سابق شود سپس دستور مي دهد كه دو چندانش كنيد و هم چنين به پيروانش . آنگاه حضرت فاطمه عليها السلام فرمود اي بنده خدا يك نخ از اين خلعت ها هزار هزار مرتبه بهتر است از آنچه خوشيد بر آن مي تابد زيرا اموردنيوي با كدورت و گرفتاري آلوده است اما نعمت هاي اخروي نقص و عيب ندارد .
امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: دو نفر زن كه يكي مومن و ديگري معاند بود در يك مطلب ديني با هم تنازع داشتند براي حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليها السلام مشرف شدند و جريان را تعريف كردند چون حق با زن مومن بود حضرت فاطمه گفتارش را با دليل وبرهان تاييد كرد بدين وسيله بر زن معاند پيروز گشت و از اين پيروزي شادمان شد حضرت فاطمه به زن مومن گفت : فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيشتر از غم و اندوه زن معاند مي باشد .

آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود: و بدين جهت خدا به فرشتگانش فرمود: در عوض خدمتي كه فاطمه به اين زن مومن كرد بهشت و نعمت هاي بهشتي اش را زار هزار برابر آنچه قبلا مقرربود بداريد و همين روش و سنت را درباره هر دانشمند ي كه با علم و دانش خويش مومني را تقويت كند تا بر معاندي پيروز گردد معمول داريد و ثوابش را هزار هزار برابر مقرر داريد .

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 22:47  توسط ذوالفقار  |