تبليغاتX
Free Image Hosting دفاع از قرآن و عترت

يا هو

آن زمان که مهرت در دلم افتاد . . .

شيريني لحظه هاي زندگي ام را با کاشتن مهر هميشه ماندني ات بر روي قلب شکسته ام احساس کردم .

اي سرچشمه اميد و زيبايي ، کاش تمام انسانهاي اين دنياي بي احساس ، از نور معنويتت محروم نبودند . نوري که با خداي خوبيها عجين گشته، تا لحظه‌اي لذتِ هم نفس بودن و اُنس با تو را مي چشيدند و دستهاي پر از درد و نيازشان را با تمام وجود به اميد آمدن تو بالا مي بردند.

بيا تا بوي عشق را از تو حس کنم.

بيا تا زنده‌ام غم ديدار تو اين موجود ناتوان را از بين نبرد.

بيا تا بهار زيباي انسانيت را با کلمة پرقدرت الله بر دو عالم شکوفا کني.

اي بزرگوار تمام اشکهاي خونين چشمانم،

 تمام بغض هاي ماندني در گلويم

نثار خلوت با تو بودن.     

جان مادرت بيا .


 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 9:14  توسط ذوالفقار  |