تبليغاتX
Free Image Hosting دفاع از قرآن و عترت

 

السَلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَاالصِّدِّقَةُ الشَّهيدَة

فرا رسيدن ايام جانسوز و جانكاه فاطميه، شهادت بزرگ بانوي جهان اسلام و دختر گرامي نبي مكرم اسلام عليهما السلام بر همه‌ي شيعيان و آزادگان جهان تسليت و تعزيت باد.

 

غم به جراحت می‌ماند. یکباره می‌آید اما رفتنش، التیام یافتنش و خوب شدنش با خداست.

و در این میانه، نمک روی زخم و استخوان لای زخم و زخم بر زخم، حکایتی دیگر است.

حکایتی که نه می‌شود گفت و نه می‌توان نهفت.

حکایت آتشی که می‌سوزاند، خاکستر می‌کند اما دود ندارد، یا نباید داشته باشد.

مرگ پیامبر برای تو تنهامرگ یک پدر نبود،

حتی مرگ یک پیامبر نبود،

مرگ پیام بود، مرگ شمع نبود،

مرگ روشنی بود.

آنکه گفت « حَسبُنَا کِتابَ الله»، کتاب خدا را نمی‌شناخت.

نمی‌دانست که یکی از دو ثقل به تنهایی، آفرینش را واژگون می‌کند.

نمی‌فهمید که با یک بال نه تنها نمی‌توان پرید که یک بال، وبال گردن می‌شود و امکان راه رفتن بطئی را هم از انسان سلب می‌کند.

و نه او که مردم هم نفهمیدند که کتاب بدون امام، کتاب نیست، کاغذ و نوشته‌ای است بی روح و جان و نفهمیدند که قبله بدون امام قبله نیست و کعبه بدون امام سنگ و خاک است و قرآن بدون امام، خانه‌ی بی صاحب‌خانه است.

هر کس به خانه‌ی بی‌ صاحب‌خانه برود، به یقین گرسنه برمی‌گردد. مگر آنکه خیال چپاول داشته باشد و قصد غصب کرده باشد یا کودک و سفیه و مجنون باشد.

ماه باید در آسمان باشد و از خورشید نور بگیرد، به خاطر کرم شب‌تابی که نباید خود را به زمین برسانند. ابرهای تیره از سقف سقیفه گذشتند و خانه‌ی پیامبر را احاطه کردند، همهمه در بیرون در شدت گرفت و در آنچنان کوفته شد که ستونهای خانه‌ی پیامبر لرزید.

- بیرون بیایید. بیرون بیایید و گرنه همه‌تان را آتش می‌زنیم.

صدا، صدای عمر بود.

تو با یک دنیا غم از جا بلند شدی و به پشت در رفتی، اما در را نگشودی.

عمر دوباره نعره کشید:

- این خانه را با هر که در آن است، آتش می‌زنم.

بزودی هیزم فراهم شد و آتش از سر و روی خانه بالا رفت.

تو همچنان پشت در ایستاده بودی و تصور می‌کردی به کسی که گوشهایش را گرفته می‌توان گفت که هدایت چیست؟ خیر کجاست و رسالت چگونه است.

در خانه تنی چند از اصحاب رسول الله هم بودند، اما هیچ کس به اندازه‌ی تو شایسته‌ی دفاع از حریم پیامبر نبود.

تو حلقه میان نبوت و ولایت بودی، برترین واسطه و بهترین پیوند میان رسالت و وصایت. محال بود کسی نداند آنکه پشت در ایستاده، پاره تن رسول الله است.

هنوز زود بود برای فراموش شدن این حدیث پیامبر که:

- فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذالله.

فاطمه پاره تن من است، هر که او را بیازارد، مرا آزرده است و هر کس مرا بیازارد خدا را.

وقتی آتش از در خانه خدا بالا رفت، عمر، آتش بیار معرکه‌ی ابوبکر، آنچنان به در حریم نبوت لگد زد که فریاد تو از میان در و دیوار به آسمان رفت.

 

به ياري خدا و استعانت از آخرين حجت خدا بر زمين حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، از اين پست و در ايام فاطميه به بررسي مصائب و ظلم و ستم‌هايي كه بر بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه‌ي كبري سلام الله عليها وارد شده مي‌‌پردازيم. اميد كه مورد قبول و رضايت باريتعالي و امام عصر عليه السلام قرار گيرد.

                         براي ديدن عكسها به آدرس زير مراجعه فرماييد

http://thaghalayn.persiangig.ir/image/Hazrate%20Fatemeh/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:44  توسط ذوالفقار  |