حدیث ثقلین تواتر معنوی دارد، یعنی معنی آن متواتر است نه الفاظ آن. معنایی که از کل احادیث بر میآید به این شکل است:
«انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»
این حدیث در کتابهای صحاح سته یافت می شود، در تاریخها، تفسیرها و لغت به مناسبات مختلف نقل و روایت شده.
ثقلان در قرآن به معنی جنس و انس به کار گرفته شده ولی در این روایت از قرآن به ثقل اکبر و از اهل بیت به ثقل اصغر تعبیر شدهاست. در بعضی از احادیث سؤال شده که ثقلان چیست؟ حضرت فرمودهاند: کتاب خدا و اهل بیت. مطلب بسیار مهم دیگر این است که پیغمبر فرمود این دو از هم جدا نمی شوند.
و چنگ زدن به هر دوی اینها اجتناب ناپذیر است و نمیتوان گفت «حسبنا کتابالله» یا «حسبنا ما روی لنا من اهل البیت»
و دیگر اینکه رسول اکرم میگوید اگر به این دو چنگ بزنید هرگز گمراه و بدبخت نمیشوید. و انحراف مسلمین از آن وقتی شروع شد که خواستند بین کتاب خدا و اهل بیت فاصله و جدایی بیندازند.
و در واقع دین در تمام مراتب احتیاج به کسی دارد که آن را نسبت به زمان تفسیر کند. و این فهم دقیق از قرآن فقط از طریق یک علم خاص صورت میپذیرد و هر فرقهای هر کدام از این دو را کنار گذاشته به انحراف کشیده شدهاند.
حدیث ثقلین و عصمت
مسئله در باب توانایی معنوی امام بعد از پیغمبر است که عقلاً باید معصوم از خطا و لغزش باشد و ما حدیث ثقلین را دلیلی بر این امر میدانیم این حدیث توسط شیعه و سنی بسیار نقل شده است. وقتی که پیامبر صلیالله علیه و آله کتابالله و عترتی را کنار هم میآورد یعنی نوع هدایت آن دو از یک سنخ است. و تمسک به هر دوی آن ها باید از یک سنخ باشد.
و تأکید حضرت بر این است که باید مردم این خود را از این دو منبع بگیرند و مرجع آن ها کتاب خدا و عترت باشد. و وقتی که حضرت با این قاطعیت میفرمایند که از این دو منبع دین خود را بگیرید تا هرگز گمراه نشوید یعنی این دو منبع اشتباه ناپذیرند و پیروی و چنگ زدن به آن دو شما را از ضلالت و گمراهی بر حذر میدارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[1]
ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم!
با عرض سلام و احترام به محضر حضرت حجة بن الحسن روحي و ارواح العالمين له الفداه و ديگر معصومين عليهم السلام، خداوند را شاكرم كه اين توفيق را به اين حقير عنايت فرمود تا با ايجاد اين وبلاگ بتوانم گامي هر چند كوچك در زمينه شناخت قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام بردارم؛ اميد كه مرضيّ حقتعالي و پيشوايان معصوم، علي الخصوص حجت حي و حاضر، مهدي موعود عجل الله تعالي فرجهالشريف قرار گيرد. و از خداوند منان درخواست كمك و ثبات قدم در اين مسير را مسئلت دارم.
لازم است قبل از آغاز بحث، توضيحي راجع به هدف و نوع فعاليت اين وبلاگ خدمت دوستان عزيز عرض كنم:
در اين وبلاگ به معرفي قرآن و شناخت معصومين عليهم السلام و دفاع از ايشان از آيات قرآن و روايات نقل شده از معصومين عليهم السلام كه مفسر و مبيّن قرآن هستند، -بيشتر از منابع اهل تسنن استفاده خواهد شد- خواهم پرداخت كه به تعبير مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام، هنگامي كه سربازان معاويه، به دستور عمروعاص قرآن را بر سر نيزهها كردند، فرمودند: « انا قرآن الناطق» من قرآن ناطق هستم.
نيز، حضرت فاطمه عليها السلام فرمود:« هنگامی که پدرم رسول خدا در حال احتضار بود و اتاق پر بود از صحابه، شنیدم که فرمود:« ای مردم، بهزودی از میانتان خواهم رفت و من سخنی میگویم تا عذری نداشته باشید: بدانید که من دو چیز گرانقدر در میان شما به جا میگذارم: قرآن و اهل بيتام.»
و همچنين بيان وقايعي كه موجب شد تا گروهي از امت اسلام از اين دو گوهر گرانبها جدا شوند و موجب ايجاد فرق مختلف در اسلام و ايجاد اختلاف در ميان امت رسول الله گردند.